زندگی و کار با تمامیت
از دانستن به روش عمل تا اینجا مسئله را دیدهایم، تمامیت را تعریف کردهایم، فاصلهٔ نیت و عمل را بررسی […]
چیزهایی که فهمیدم و میخواهم بماند!
از دانستن به روش عمل تا اینجا مسئله را دیدهایم، تمامیت را تعریف کردهایم، فاصلهٔ نیت و عمل را بررسی […]
سازمان به رفتار قدرت نگاه میکند روی دیوار نوشته شده است: «ما از شفافیت استقبال میکنیم.» اما نخستین مدیری که […]
وقتی مسئله بزرگتر از یک نفر است گاهی همهٔ افراد یک تیم کار خود را جدی میگیرند، اما خروجی کل […]
اغلب در لحظهٔ قولدادن واقعاً میخواهیم کار را انجام دهیم. توانایی خود را بیشتر و دشواری مسیر را کمتر برآورد میکنیم. برای ناراحتنکردن دیگری زود «بله» میگوییم. وقتی نخستین نشانهٔ اختلال ظاهر میشود، امیدواریم بدون گفتوگویی دشوار مسئله را حل کنیم. بعد که شکاف آشکار میشود، ذهن ما توضیحی میسازد که هم قابل قبول به نظر برسد و هم تصویرمان از خود را حفظ کند.
تمامیت در گفتوگوی روزمره گاهی به معنای صداقت، اخلاقمداری یا محکمبودن شخصیت به کار میرود. این معناها بیارتباط نیستند، اما برای فهمیدن اینکه چرا یک فرد، رابطه یا سازمان کار میکند یا از کار میافتد، بهاندازهٔ کافی دقیق نیستند.
کسی گفته بود کاری را انجام میدهد، اما انجام نشده است. یک نشانهٔ خطر دیده شده بود، اما دیر گفته شده است. تیمی که هر عضو آن توانمند است، خروجیای تولید میکند که نمیشود برایش برنامه ریخت. در چنین لحظههایی، هزینه فقط یک کارِ عقبافتاده نیست؛ تصمیمهای دیگران، زمان، رابطه و اعتماد هم تحت تأثیر قرار میگیرند.