چهرههای ماندگار
رابرت جیمز فیشر
Bobby Fischer
بابی فیشر، یازدهمین قهرمان جهان، با پیروزی تاریخیاش در ۱۹۷۲ شطرنج را به مرکز توجه جهان آورد. این زندگینامه، مسیر حرفهای، خانواده و علایق، سالهای پایانی، کتابها، فیلمها و میراث او را با منابع معتبر و توضیح روشن نکات اختلافی بررسی میکند.
در یک نگاه
- حوزه
- شطرنج؛ نویسنده و نوآور
- سالهای زندگی
- ۱۹۴۳–۲۰۰۸
- قهرمانی جهان
- یازدهمین قهرمان؛ ۱۹۷۲–۱۹۷۵
- قهرمانی آمریکا
- ۸ عنوان
روایت زندگی
بابی فیشر فقط نام یک قهرمان نیست؛ زندگی او به تاریخ شطرنج، رقابت سیاسی جنگ سرد و بحث دشوار رابطهٔ استعداد با شخصیت گره خورده است. برای شناخت او باید دستاوردهای روی صفحه را در کنار خانواده، دوستان، عادتهای مطالعه و رفتارهای بحثبرانگیزش دید، نه اینکه همهٔ اینها را به تصویری افسانهای از «نابغهٔ تنها» فروکاست.
کودکی، خانواده و آشنایی با شطرنج
رابرت جیمز فیشر، معروف به «بابی»، در ۹ مارس ۱۹۴۳ در شیکاگو متولد شد و در بروکلین نیویورک بزرگ شد. [۱]
در ششسالگی، شطرنجی که خواهرش جوآن تهیه کرد، علاقهٔ او را آغاز کرد. کارماین نیگرو و جک کالینز از همراهان آموزشی نخست او بودند؛ «خودساخته بودن» به معنای بیپشتیبان بودن نیست. [۲]
مادرش، رجینا، در پرورش بابی و جوآن نقش اصلی داشت. دربارهٔ پدر او باید دقیق بود: نام هانس گرهارت فیشر در اسناد رسمی آمده است؛ اما تحقیق پیتر نیکولاس و کلیا بنسون در روزنامهٔ فیلادلفیا اینکوایرر، بر پایهٔ نامهها و پروندههای آرشیوی، پاول نِمِنی، دانشمند مجارستانی، را پدر زیستی احتمالی معرفی کرد. این فرضیه با آزمایش ژنتیک تأیید نشده است. همان تحقیق، فشار مالی بر رجینا و نظارت افبیآی بر او در فضای سیاسی آن زمان را توضیح میدهد؛ بررسیهای امنیتی به اثبات جاسوسی او نرسید. [۳]
ظهور یک استعداد و راه رسیدن به قهرمانی
نوجوانی که شطرنج آمریکا را غافلگیر کرد
فیشر در سیزدهسالگی قهرمان نوجوانان آمریکا شد و در چهاردهسالگی عنوان مسابقات آزاد آمریکا را گرفت. پیروزی او مقابل دونالد بِرن در سال ۱۹۵۶، با ترکیبی جسورانه که به «بازی قرن» معروف شد، خیلی زود توجه جامعهٔ شطرنج را جلب کرد. او در پانزدهسالگی استاد بزرگ شد؛ رکورد سنیای که تا ظهور یودیت پولگار در ۱۹۹۱ پابرجا ماند. [۱]
او هر هشت دورهٔ قهرمانی آمریکا را که در آنها شرکت کرد، برد؛ در فصل ۱۹۶۳–۱۹۶۴، با یازده پیروزی در یازده بازی. شهرتش فقط محصول مسابقهٔ ۱۹۷۲ نبود. [۲]
تجربهٔ رقابت با بهترینهای جهان
نتیجهٔ فیشر در بینمنطقهای پورتوروژ ۱۹۵۸ راه ورود او به نامزدهای قهرمانی جهان را باز کرد. این رقابتها، مسیر رسمی انتخاب حریف قهرمان جهان بودند؛ عنوان استاد بزرگ و حضور در چنین میدانی برای یک نوجوان، دو دستاورد جداگانه و مهم محسوب میشدند. [۴]
در نامزدهای ۱۹۵۹، فیشر شانزدهساله بود. او بینمنطقهای استکهلم ۱۹۶۲ را برد، اما در نامزدهای کوراسائو همان سال چهارم شد. پس مسیر او مستقیم و بیوقفه نبود: دو چرخهٔ قهرمانی را کنار گذاشت و در نهایت با قدرت بیشتری بازگشت. [۵]
جهش بزرگ در ۱۹۷۰ و ۱۹۷۱
ورودش به بینمنطقهای پالما دِ مایورکا ۱۹۷۰ آسان نبود؛ پس از غیبت در قهرمانی آمریکا، کنار رفتن پال بنکو به نفع او و پذیرش مسئولان، امکان حضورش را فراهم کرد. یان تیمان در کتاب خود، این زمینه را بخشی مهم از راه فیشر به ریکیاویک میداند، نه موفقیتی بدون کمک دیگران. [۶]
سپس فیشر در مسابقات نامزدهای ۱۹۷۱، مارک تایمانوف و بِنت لارسن را هر کدام با نتیجهٔ ۶–۰ شکست داد؛ در فینال نیز تیگران پتروسیان را ۶٫۵–۲٫۵ برد. چنین نتایجی مقابل بازیکنان طراز اول، جایگاه او را پیش از مسابقهٔ قهرمانی جهان تثبیت کرد. [۷]
نبرد قرن؛ ریکیاویک ۱۹۷۲
مسابقه با بوریس اسپاسکی در ریکیاویک ایسلند، در تابستان ۱۹۷۲ برگزار شد. یک طرف، قهرمان شوروی بود و طرف دیگر، مدعی آمریکایی؛ رسانهها در فضای جنگ سرد، این رویارویی را فراتر از ورزش دنبال میکردند. در عین حال، روی صفحه دو شطرنجباز مستقل با سبک و شخصیت خودشان رقابت میکردند، نه صرفاً نمایندگان دو حکومت. رقابت پس از ۲۱ بازی، با نتیجهٔ ۱۲٫۵–۸٫۵ به سود فیشر پایان یافت و او یازدهمین قهرمان جهان شد. [۸]
شروع بحرانی و بازگشت
آغاز مسابقه برای فیشر بد بود: بازی نخست را باخت و بازی دوم، در جریان اختلاف بر سر شرایط برگزاری و دوربینها، با عدم حضور او به سود اسپاسکی ثبت شد. بازی سوم در اتاقی جدا از سالن اصلی انجام شد و فیشر با پیروزی، به رقابت برگشت. گزارش همان زمان مجلهٔ چِس لایف، اختلافهای اجرایی و اهمیت این بازگشت را ثبت کرده است؛ یادآوری بعدیِ فدراسیون نیز محل بازی سوم را توضیح میدهد. [۹]، [۱۰]
بازی ششم یکی از مشهورترین لحظههای این رویارویی است. پیروزی فیشر چنان تأثیرگذار بود که اسپاسکی نیز پس از پایان بازی همراه دیگران برای او دست زد؛ روایتی که تالار مشاهیر در توضیح سند مربوط به همان بازی آورده است. اهمیت آن فقط نتیجه نیست: تصویر حریفی که کیفیت بازی رقیب را تحسین میکند، وجه انسانی این رقابت پرتنش را به یاد میآورد. [۱۱]
چرا این قهرمانی فراتر از یک جام بود؟
پس از قهرمانی، شطرنج در آمریکا با موجی از توجه عمومی، برنامههای رسانهای و استقبال آموزشی روبهرو شد. بیانیهٔ رسمی فدراسیون آمریکا از رشد فعالیتهای شطرنجی در مدرسهها و دانشگاهها و حضور فیشر در برنامهٔ تلویزیونی جانی کارسون یاد میکند. این تأثیر فرهنگی، بخشی از میراث اوست که با شمارش پیروزیها به تنهایی دیده نمیشود. [۱۲]
از دست دادن عنوان و بازگشت ۱۹۹۲
۱۹۷۵؛ عنوانی که پشت صفحه از دست نرفت
فیشر قرار بود در ۱۹۷۵ از عنوانش مقابل آناتولی کارپف دفاع کند. مسابقه برگزار نشد و پس از خودداری او از دفاع، عنوان به کارپف رسید. بنابراین عبارت «کارپف فیشر را در مسابقه شکست داد» نادرست است؛ تغییر قهرمان در این مورد حاصل نتیجهٔ یک رویارویی روی صفحه نبود. [۱۱]
غیبت طولانی او، بخش دوم زندگی شطرنجیاش را از بخش نخست جدا میکند: در فاصلهٔ ۱۹۷۳ تا ۱۹۹۱ در رقابتهای رسمی شرکت نکرد. با این حال، نوآوریها و بازگشت بعدیاش نشان میدهند که این وقفه پایان علاقهاش به شطرنج نبود. [۵]
مسابقهٔ دوباره با اسپاسکی
در ۱۹۹۲، بیست سال پس از ریکیاویک، فیشر دوباره با اسپاسکی بازی کرد و با ده برد در برابر پنج برد حریف پیروز شد. مساویها در این شمارِ بردها لحاظ نشدهاند. این رویارویی، مسابقهٔ رسمی تعیین قهرمان جهانِ فیده نبود؛ عنوانگذاری و ادعای خود فیشر نباید با نظام رسمی قهرمانی اشتباه گرفته شود. [۵]
برگزاری این مسابقه در یوگسلاوی، در زمان تحریمهای آمریکا، برای او پیامد حقوقی داشت. گزارش همزمان با ماجرای تابعیت ایسلندی در ۲۰۰۵، تعقیب او در آمریکا به دلیل نقض تحریمها در مسابقهٔ ۱۹۹۲ را توضیح میدهد. این بخش، شرح یک رویداد تاریخی است، نه ارزیابی حقوقی امروزِ آن پرونده. [۱۳]
زندگی شخصی، علایق و جنبههای بحثبرانگیز
مطالعه؛ بخش اصلی زندگی روزمره
کتابخانهٔ بروکلین، کتابخانهٔ کالینز و مجلات شطرنج از ابزارهای یادگیری فیشر بودند. یادداشتهای دستنویس، اصلاح تحلیلها را نشان میدهند. رابرت وِید نیز بازیهای حریفان را برایش در دفترهایی گرد میآورد؛ کاری زمانبر پیش از پایگاههای دادهٔ رایانهای. پس این تمرین شخصیِ جدی، همراهانی هم داشت. [۲]
فراتر از شطرنج
هری بنسون، عکاسی که در دوران اوج فیشر با او وقت گذراند، از گفتوگوهایش دربارهٔ بوکس و تیم فوتبال آمریکایی نیویورک جتس یاد میکند. این خاطره، تصویری گستردهتر از مردی میدهد که اغلب فقط با صفحهٔ شطرنج شناخته میشود. [۱۴]
هلگی اولافسون، دوست و استاد بزرگ ایسلندی، علاقهٔ او به تاریخ، اخبار بیبیسی، سینما و اسنوکر را به یاد میآورد. در خاطرات او، فیشر به موسیقی سول و بلوز، از جمله جکی ویلسون، علاقه داشت؛ در یک سفر ماهیگیری در ۲۰۰۵ ماهی گرفت و ترانهٔ «Green, Green Grass of Home» را خواند، و تماشای شفق قطبی هم برایش لذتبخش بود. [۱۵]
رابطهها، مذهب و تناقضهای شخصیت
ارتباط فیشر با «کلیسای جهانی خدا» و باب الزورث ثبت شده؛ این، اثبات همهٔ ادعاهای عضویت یا اعتقاد او نیست. [۲]
اولافسون از دوستیای همراه با گفتوگو، گردش، خنده و گاهی دشواری و اختلاف یاد میکند. همین تفاوت میان تجربهٔ دوستان و چهرهٔ عمومی، مانع یک تصویر تکبعدی میشود. با این حال، اظهارات یهودستیزانهٔ فیشر و استقبال او از حملات ۱۱ سپتامبر، بخشهای مستند و آسیبزای زندگی عمومی او هستند. دستاورد ورزشی، توجیه این سخنان نیست. [۱۵]، [۱۴]
برای توصیف این تناقضها نیازی به تشخیص پزشکی از راه دور نیست. در این زندگینامه، بر رفتارهای ثبتشده تمرکز شده است؛ اعداد مشهور اما بیسند دربارهٔ ضریب هوشی یا برچسبهای روانپزشکی، جای سند تاریخی را نمیگیرند.
میوکو واتای و ادعای فرزند
دربارهٔ رابطهٔ فیشر با میوکو واتای، شطرنجباز ژاپنی، اسناد قضایی از شایعهها معتبرترند. در مارس ۲۰۱۱، دادگاه ریکیاویک مدارک ازدواج آنها در ۶ سپتامبر ۲۰۰۴ را پذیرفت و واتای را وارث قانونی شناخت. بهتر است این رابطه با اتکا به همین نتیجه توضیح داده شود، نه صرفاً نقل روایتهای قدیمی پیش از رسیدگی دادگاه. [۱۶]
ادعای اینکه دختری به نام جینکی یانگ فرزند او بوده نیز تأیید نشد: گزارش آسوشیتدپرس در ۲۰۱۰ از نتیجهٔ آزمایش دیانای پس از نبش قبر خبر میدهد که این نسبت را رد کرد. بنابراین معرفی او به عنوان «دختر فیشر» بدون توضیح، نادرست است. [۱۷]
ژاپن، ایسلند و سالهای پایانی
فیشر در ژوئیهٔ ۲۰۰۴ به دلیل سفر با گذرنامهٔ نامعتبر در ژاپن بازداشت شد. در ۲۱ مارس ۲۰۰۵، پارلمان ایسلند به او تابعیت داد؛ راهی برای رفتن به کشوری که پیشتر میزبان قهرمانیاش بود. این رخداد را باید در ارتباط با ماجرای گذرنامه و پروندهٔ مسابقهٔ ۱۹۹۲ فهمید، نه صرفاً به عنوان یک مهاجرت عادی. [۱۳]
او در ۲۴ مارس ۲۰۰۵ به ایسلند بازگشت و تا پایان عمر در آنجا ماند. اولافسون در کتاب «بابی فیشر به خانه بازمیگردد»، از تماسهای مکرر، دیدارها و همراهی دوستان در این دوره نوشته است؛ این روایتِ نزدیکان، مکمل گزارشهای خبری دربارهٔ انزوا و مشکلات اوست، نه جایگزین همهٔ آنها. [۱۸]
فیشر در ۱۷ ژانویهٔ ۲۰۰۸، در ۶۴سالگی، در ریکیاویک درگذشت؛ فدراسیون آمریکا علت را نارسایی کلیه گزارش کرد. بحث دربارهٔ میراث و شخصیتش پس از مرگ نیز ادامه یافت. [۱]
سبک بازی و میراث فیشر
جدیت برای بردن، نه افسانهٔ بیخطایی
تیمان در مقدمهٔ پژوهش خود دربارهٔ مسیر فیشر به ریکیاویک، توضیح میدهد که بررسیهای رایانهای نشان میدهند بازی او همیشه بینقص نبود. نکتهٔ مهمتر، میل او به پیروزی و پذیرش آگاهانهٔ خطر در بسیاری از بازیهاست. بنابراین عظمتش را نباید با این ادعا توضیح داد که «هیچوقت اشتباه نمیکرد»؛ او در شرایط واقعیِ رقابت، مسائل دشوار را بهتر از بسیاری از همعصران حل میکرد. [۱۹]
برای دیدن جنبههای متفاوت بازی او، سه نقطهٔ آغاز مفیدند: ترکیب نوجوانی مقابل دونالد برن در ۱۹۵۶، بازیهای قهرمانی بینقص آمریکا در ۱۹۶۳–۱۹۶۴، و بازی ششم مقابل اسپاسکی در ۱۹۷۲. اینها نمونههای آموزشیاند، نه فهرست قطعی «سه بازی برتر». [۱]، [۵]، [۱۱]
ساعت فیشر؛ زمان افزایشی
یکی از میراثهای فنی او، طرح ساعت دیجیتال با جبران زمان پس از حرکت است. درخواست ثبت اختراع در ۵ اوت ۱۹۸۸ ارائه شد و پتنت آمریکایی آن در ۲۸ نوامبر ۱۹۸۹ صادر شد. در الگوی زمان افزایشی، پس از انجام حرکت، مقداری زمان به زمان بازیکن اضافه میشود؛ این با یک ساعت ساده که فقط زمان باقیمانده را کم میکند متفاوت است. سند اختراع به نام رابرت جیمز فیشر ثبت شده، اما این به معنای اختراع نخستین ساعت دیجیتال شطرنج در جهان نیست. [۲۰]
شطرنج ۹۶۰ یا فیشر رندوم
فیشر در ۱۹ ژوئن ۱۹۹۶ در بوئنوسآیرس، گونهای از شطرنج را علنی معرفی کرد که با نام فیشر رندوم و Chess960 شناخته میشود. هدف، کمکردن نقش حفظِ شاخههای افتتاحیه و پررنگترکردن تصمیمگیری از همان ابتدا بود. در چیدمان آغازین، فیلها روی خانههای دو رنگ متفاوتاند، شاه میان دو رخ قرار میگیرد و چیدمان دو طرف متقارن است؛ این محدودیتها ۹۶۰ حالت میسازند. [۲۱]
اصلِ تصادفیکردن جای مهرهها سابقهای بسیار قدیمیتر داشت؛ سهم فیشر، تدوین و ترویج این صورت مشخص، از جمله قواعد قلعهرفتن آن، بود. روایت پولگار همچنین از کار و آزمایش مشترک در بوداپست در ۱۹۹۳ یاد میکند. پس نسبتدادن همهٔ تاریخ «شطرنج تصادفی» به یک نفر، دقیق نیست. [۲۱]
جایگاه ماندگار
فیشر در ۱۹۸۶ به تالار مشاهیر شطرنج آمریکا و در ۲۰۰۱ به تالار مشاهیر جهانی راه یافت. در جوایز صدسالگی فیده در ۲۰۲۴ نیز مسابقهٔ ۱۹۷۲ و کتاب «۶۰ بازی بهیادماندنی من» مورد تقدیر قرار گرفتند. این شناسایی نهادی، اهمیت تاریخی او را نشان میدهد؛ اما رتبهبندی «بزرگترین بازیکن همهٔ دوران» همچنان داوریای وابسته به معیار و دوره است، نه واقعیتی که یک عدد آن را قطعی کند. [۲۲]، [۲۳]
کتابهای فیشر و کتابهای دربارهٔ او
باید آثار خود فیشر را از زندگینامهها و تحلیلهایی که دیگران نوشتهاند جدا کرد. فهرست زیر، آثار مهمِ بررسیشده را معرفی میکند؛ نه ادعای پوشش همهٔ چاپها، ترجمهها و کتابچههای کمیاب. توضیح محتوای کتابها بر پایهٔ معرفی ناشر، فهرست کتابخانهای یا پیشنمایش مشخص است.
آثار با نام یا نوشتههای فیشر
-
Bobby Fischer’s Games of Chess — بازیهای شطرنج بابی فیشر، ۱۹۵۹. مجموعهای زودهنگام از دورهٔ نوجوانی او؛ با کتاب «۶۰ بازی» یکی نیست. برای مشخصات و زمینهٔ تاریخی آن، پژوهش ادوارد وینتر به بررسیهای همزمان و اسناد چاپ نخست رجوع میکند. [۲۴]
-
Bobby Fischer Teaches Chess — بابی فیشر شطرنج آموزش میدهد، ۱۹۶۶. اثر مشترک با استوارت مارگولیس و دان موزنفلدر، نه کتابی منحصراً نوشتهٔ فیشر. آموزش مرحلهای و پرسشوپاسخ، بهویژه دربارهٔ مات، آن را از مجموعهٔ تحلیل بازیهای حرفهای جدا میکند. سال چاپ نخست در فهرست ورلدکت آمده است؛ تاریخ ۱۹۸۲ در صفحهٔ ناشر مربوط به چاپ بانتام است، نه آغاز تألیف کتاب. [۲۵]، [۲۶]
-
My 60 Memorable Games — ۶۰ بازی بهیادماندنی من، ۱۹۶۹. مشهورترین کتاب تحلیلی او: شصت بازی با توضیح تصمیمها، ایدهها و موقعیتهای مهم. چون پیش از قهرمانی ۱۹۷۲ منتشر شد، نباید آن را گزارش آن مسابقه معرفی کرد. هنگام انتخاب چاپ نیز دقت لازم است: ناشر باتسفورد توضیح میدهد که چاپ بازسازیشدهٔ ۲۰۰۸، تغییرهای بحثبرانگیز نسخهٔ ۱۹۹۵ را کنار گذاشته است. [۲۷]، [۲۳]
زندگینامه و پژوهش دربارهٔ فیشر
-
Profile of a Prodigy: The Life and Games of Bobby Fischer — فرانک برِیدی. چاپ نخست در ۱۹۶۵، زمانی که فیشر هنوز قهرمان جهان نشده بود؛ نسخهٔ بازنگریشده در ۱۹۷۳ منتشر شد. برای شناخت تصویری که از فیشرِ جوان در زمان خودش ساخته شده بود مهم است و نباید با زندگینامهٔ متأخر همین نویسنده اشتباه شود. [۲۸]، [۲۹]
-
Endgame: Bobby Fischer’s Remarkable Rise and Fall — فرانک برِیدی، ۲۰۱۱. زندگینامهای از کودکی تا سالهای پایانی. ناشر از استفادهٔ نویسنده از آرشیو خانوادگی، پروندهها و شناخت شخصیاش از فیشر یاد میکند. عنوان فرعی و تعبیرهای ناشر، تشخیص پزشکی محسوب نمیشوند؛ ارزش تاریخی هر ادعا همچنان به سند آن وابسته است. [۳۰]
-
Bobby Fischer and His World — جان دونالدسون. پژوهشی دربارهٔ فیشر و شبکهٔ آدمهای اطرافش، با نامهها، مصاحبهها، عکسها و بازیهای تحلیلشده. بنا بر معرفی ناشر، کتاب هم رابطههای شخصی و حرفهای را پوشش میدهد و هم مواد شطرنجی را؛ بنابراین فقط شرح یک مسابقه نیست. [۳۱]
-
Inside the Mind of Bobby Fischer — جان دونالدسون، ۲۰۲۵. گردآوری و بازخوانی نوشتهها، ستونهای مجلهای و تحلیلهای فیشر با زمینهٔ تاریخی و توضیحهای دونالدسون. این یک اثر پژوهشیِ بعد از مرگ فیشر است، نه کتاب تازهای که او نوشته باشد. سال ویرایش نخست در پیشنمایش رسمی ناشر درج شده است. [۳۲]، [۳۳]
-
The Unstoppable American: Bobby Fischer’s Road to Reykjavik — یان تیمان، ۲۰۲۱. بررسی شطرنجیِ مسیر منتهی به مسابقهٔ ۱۹۷۲، با تحلیل بازیها و زمینهٔ رقابتها. برای دنبالکردن پیشرفت فنی او در آن دوره مناسبتر از انتظار یک زندگینامهٔ کاملِ خانوادگی است. [۶]
-
Bobby Fischer Comes Home: The Final Years in Iceland — هلگی اولافسون. روایت یک دوست از سالهای پایانی، گفتوگوها و رابطههای روزمره در ایسلند. ارزشش در نزدیکی راوی به موضوع است؛ همین نزدیکی نیز دلیل خوبی است که آن را در کنار منابع مستقل بخوانیم. [۱۸]
فیلمها و مستندها
نام فیشر روی یک فیلم، الزاماً به معنای زندگینامهٔ او نیست. میان مستندِ مبتنی بر مصاحبه و تصویر آرشیوی، درام سینمایی و اثری که فقط از نام او به عنوان نماد استفاده میکند، تفاوت وجود دارد.
Bobby Fischer Against the World — بابی فیشر علیه جهان، ۲۰۱۱
مستند لیز گاربِس دربارهٔ زندگی و شهرت فیشر، با تمرکز بر جایگاه او و مسابقهٔ ۱۹۷۲. نمایش آن در ساندنس و پخش از اچبیاو در اطلاعیهٔ رسمی تالار مشاهیر ثبت شده است. [۳۴]
Pawn Sacrifice — قربانی پیاده، ۲۰۱۵
درام سینمایی به کارگردانی ادوارد زویک، با توبی مگوایر در نقش فیشر و لیو شرایبر در نقش اسپاسکی؛ محور آن حرکت به سوی مسابقهٔ ۱۹۷۲ است. این فیلم مستند نیست: گفتوگوها، موقعیتهای خصوصی و شیوهٔ نمایش وضعیت روانی شخصیتها را نباید شاهد تاریخی یا تشخیص واقعی تلقی کرد. [۳۵]
Me and Bobby Fischer — من و بابی فیشر، نمایش ایسلند ۲۰۰۹
مستند فریدریک گودموندسون دربارهٔ دوستی فیشر و سایموندور پالسون و تلاش برای کمک به او در دوران بازداشت ژاپن و انتقال به ایسلند. در اعلان همزمان جشنوارهٔ «بیوداگار» ۲۰۰۹، این مستند به عنوان فیلم افتتاحیه معرفی شده است. [۳۶]
Searching for Bobby Fischer — در جستوجوی بابی فیشر، ۱۹۹۳
فیلم استیون زایلیان دربارهٔ کودکیِ جاش ویتزکین و رابطهاش با خانواده و آموزش شطرنج است، نه زندگینامهٔ بابی فیشر. نام او در عنوان، نقش نماد یک قهرمان و استعداد بزرگ را دارد. کتاب همنام نیز نوشتهٔ فرد ویتزکین، پدر جاش، است؛ نه اثر فیشر. این تمایز برای کسی که میخواهد زندگی واقعی فیشر را بشناسد، اساسی است. [۳۷]، [۳۸]
ایستگاههای یک زندگی
خط زندگی
لحظههایی که مسیر او را شکل دادند.
-
۹ مارس ۱۹۴۳
تولد در شیکاگو
رابرت جیمز فیشر در شیکاگو متولد شد و در بروکلین بزرگ شد؛ جایی که مسیر شطرنجی او شکل گرفت.
-
۱۹۴۹
نخستین صفحهٔ شطرنج
در ششسالگی، مجموعهٔ شطرنجی که خواهرش جوآن تهیه کرد، او را با بازی آشنا کرد؛ علاقهای که محور زندگیاش شد.
-
ژوئیهٔ ۱۹۵۶
قهرمان نوجوانان آمریکا
در سیزدهسالگی مسابقات نوجوانان آمریکا در فیلادلفیا را برد؛ نخستین موفقیت بزرگ او در رقابتهای ملی.
-
۱۹۵۶
«بازی قرن» مقابل برن
پیروزی ترکیبی مقابل دونالد برن، با قربانیکردن وزیر، استعداد نوجوان آمریکایی را به جامعهٔ شطرنج معرفی کرد.
-
اوت ۱۹۵۷
قهرمانی آزاد آمریکا
در چهاردهسالگی، با امتیازشکنی بهتر از آرتور بیسگایر، قهرمان آزاد آمریکا در کلمبوس شد؛ موفقیتی جدا از قهرمانی نوجوانان.
-
ژانویهٔ ۱۹۵۸
نخستین قهرمانی آمریکا
رقابت فصل ۱۹۵۷–۱۹۵۸ را در نیویورک برد؛ این نخستینِ هشت عنوان او در قهرمانی آمریکا بود.
-
۱۹۵۸
استاد بزرگ در پانزدهسالگی
در بینمنطقهای پورتوروژ سهمیهٔ نامزدها را گرفت و استاد بزرگ شد؛ رکورد سنی او سالها پابرجا ماند.
-
۱۹۵۹
نخستین حضور در نامزدها
در شانزدهسالگی، در یوگسلاوی با مدعیانی مانند میخائیل تال رقابت کرد؛ نخستین تجربهاش در مرحلهٔ انتخاب حریف قهرمان جهان.
-
۱۹۶۲
فتح بینمنطقهای استکهلم
با پیروزی در استکهلم به نامزدهای قهرمانی جهان راه یافت و موقعیت خود را در میان مدعیان جدی تثبیت کرد.
-
۱۹۶۲
درس دشوار کوراسائو
در نامزدهای کوراسائو چهارم شد. این نتیجه یادآور آن است که مسیر او تا قهرمانی جهان، پیروزیِ پیوسته و بیوقفه نبود.
-
۱۹۶۳–۱۹۶۴
یازده بازی، یازده پیروزی
قهرمانی آمریکا را با نتیجهٔ کامل ۱۱ از ۱۱ برد؛ بدون شکست و حتی بدون یک مساوی.
-
۱۹۶۶
کتاب آموزش شطرنج
«بابی فیشر شطرنج آموزش میدهد» با همکاری استوارت مارگولیس و دان موزنفلدر منتشر شد؛ اثری مرحلهای برای یادگیری، نه مجموعهٔ بازیهای حرفهای.
-
۱۹۶۹
انتشار «۶۰ بازی»
«۶۰ بازی بهیادماندنی من» منتشر شد؛ اثری تحلیلی که پیش از مسابقهٔ ۱۹۷۲ نوشته شد و به بخش مهمی از میراثش تبدیل شد.
-
۱۹۷۰
بازگشت در پالما
پس از فراهمشدن امکان حضور با کناررفتن پال بنکو، بینمنطقهای پالما دِ مایورکا را برد و وارد مسابقات نامزدها شد.
-
۱۹۷۱
شش برد مقابل تایمانوف
در نخستین رویارویی نامزدها، مارک تایمانوف را ۶–۰ شکست داد؛ نتیجهای کمنظیر مقابل حریفی در سطح اول جهان.
-
۱۹۷۱
تکرار ۶–۰ مقابل لارسن
بِنت لارسن نیز هر شش بازی را باخت؛ دومین نتیجهٔ کامل پیاپی، برتری فیشر در آن دوره را آشکارتر کرد.
-
۱۹۷۱
عبور از پتروسیان
تیگران پتروسیان، قهرمان پیشین جهان، را ۶٫۵–۲٫۵ شکست داد و حق رویارویی با بوریس اسپاسکی را به دست آورد.
-
ژوئیهٔ ۱۹۷۲
آغاز پرتنش نبرد قرن
مسابقهٔ ریکیاویک با باخت بازی نخست و عدم حضور در بازی دوم آغاز شد؛ فیشر با برد بازی سوم به رقابت برگشت.
-
۲۳ ژوئیهٔ ۱۹۷۲
شاهکار بازی ششم
در بازی ششم اسپاسکی را شکست داد؛ حریف نیز همراه تماشاگران او را تحسین کرد، لحظهای ماندگار در این رقابت پرتنش.
-
۱ سپتامبر ۱۹۷۲
یازدهمین قهرمان جهان
رویارویی پس از ۲۱ بازی با نتیجهٔ ۱۲٫۵–۸٫۵ پایان یافت؛ قهرمانی فیشر موجی از توجه عمومی به شطرنج ایجاد کرد.
-
۱۹۷۵
عنوانی که بدون مسابقه از دست رفت
فیشر از دفاع مقابل آناتولی کارپف خودداری کرد و عنوان را از دست داد؛ هیچ مسابقهٔ قهرمانی میان آنها برگزار نشد.
-
۱۹۸۶
ورود به تالار مشاهیر آمریکا
به تالار مشاهیر شطرنج آمریکا راه یافت؛ تقدیری از کارنامهٔ رقابتی و جایگاهش در تاریخ شطرنج این کشور.
-
۲۸ نوامبر ۱۹۸۹
ثبت اختراع ساعت فیشر
پتنت ساعت دیجیتال با جبران زمان صادر شد؛ طرحی برای افزودن زمان پس از حرکت، نه اختراع نخستین ساعت دیجیتال جهان.
-
۱۹۹۲
بازگشت پس از دو دهه
در یوگسلاوی دوباره با اسپاسکی بازی کرد و ده برد در برابر پنج برد حریف گرفت؛ این مسابقه خارج از چرخهٔ رسمی فیده بود.
-
۱۹ ژوئن ۱۹۹۶
معرفی عمومی فیشر رندوم
در بوئنوسآیرس صورت مشخص شطرنج ۹۶۰ را معرفی کرد؛ تلاشی برای کاهش نقش حفظیات افتتاحیه و برجستهکردن خلاقیت.
-
۲۰۰۱
عضویت در تالار مشاهیر جهانی
پس از تقدیر ملی، به تالار مشاهیر جهانی شطرنج نیز راه یافت؛ نشانهای از تأثیر او فراتر از شطرنج آمریکا.
-
ژوئیهٔ ۲۰۰۴
بازداشت در ژاپن
به دلیل سفر با گذرنامهٔ نامعتبر در ژاپن بازداشت شد؛ ماجرایی مرتبط با مشکلات حقوقی پس از مسابقهٔ ۱۹۹۲.
-
۶ سپتامبر ۲۰۰۴
ازدواج با میوکو واتای
تاریخ ازدواج با شطرنجباز ژاپنی در اسناد ثبت شد؛ دادگاه ریکیاویک در ۲۰۱۱ مدارک را پذیرفت و واتای را وارث قانونی شناخت.
-
مارس ۲۰۰۵
تابعیت و بازگشت به ایسلند
در ۲۱ مارس تابعیت ایسلند را گرفت و در ۲۴ مارس به آنجا رسید؛ دوستانش در این کشور در سالهای پایانی همراهش بودند.
-
۱۷ ژانویهٔ ۲۰۰۸
پایان زندگی در ریکیاویک
در ۶۴سالگی بر اثر نارسایی کلیه درگذشت؛ میراث او در بازیها، کتابها، ساعت افزایشی و شطرنج ۹۶۰ باقی ماند.