ترس از نهگفتن و راضیکردن دیگران
در کیس نورا، مشتری میپرسد: «پس قطعی است که شنبه فروش را شروع میکنیم؟» ندا، مسئول ارتباط با مشتری، هنوز […]
چیزهایی که فهمیدم و میخواهم بماند!
در کیس نورا، مشتری میپرسد: «پس قطعی است که شنبه فروش را شروع میکنیم؟» ندا، مسئول ارتباط با مشتری، هنوز […]
قول دادهاید بازخورد مشتری را تا پایان روز جمعبندی کنید. ساعت چهار هنوز شروع نکردهاید. بهجای اینکه بگویید «ظرفیتم را […]
از خودتان میپرسید نوشتن گزارش چقدر زمان میبرد. مسیر را در ذهن مرور میکنید: جمعآوری داده، تحلیل، نوشتن و یک […]
دوستی از شما میخواهد آخر هفته در جابهجایی خانهاش کمک کنید. همان لحظه صمیمانه میگویید: «حتماً میآیم.» قصدتان واقعی است. […]
فرض کنید قول داده بودید نسخهٔ قابل انتشار یک محصول را امروز تحویل دهید، اما نسخه آماده نیست. مشتری برنامهٔ […]
صبح دوشنبه متوجه میشوید کاری که برای چهارشنبه پذیرفتهاید، با ظرفیت فعلی تا جمعه هم تمام نمیشود. در همان لحظه […]
دو تیم را تصور کنید که از نظر بودجه، تعداد افراد و مهارت فنی تقریباً یکساناند. در تیم اول، اولویتها […]
یک دوچرخه را تصور کنید که زنجیر ندارد. بدنه سالم است، چرخها نو هستند، ترمزها کار میکنند و ظاهر آن […]
مدیری را تصور کنید که صادقانه میگوید: «میدانستم پروژه به موعد نمیرسد، اما اعلامش نکردم چون امیدوار بودم تیم جبران […]
وقتی از «قول» حرف میزنیم، معمولاً جملهای صریح به ذهن میآید: «متعهد میشوم گزارش را تا پنجشنبه بفرستم.» اما بخش […]